مادرشوهرم میگه اون ‌موقع ها درس میخوندم نسا و عزیز هم تو همون حیاط ما مستاجر بودن بعد ظهر از مدرسه میرفتم خونه داشتیم با دایی خسرو ناهار میخوردیم یهو میدیدی عزیز سینی ناهار رو‌پرت می‌کرد بیرون بعد ما میفهمیدیم دعواشون شده بعد نسا هیچی نمیگفت،فقط زیر لب میگفت کور میشه دوباره میخره. پدرشوهررم گفت تمام اون دعواها بخاطر بی پولی بود منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

استخراج بیت کوین اخبار استان یزد آنلاین زندگی ابدی نغمه دانلود بانک لینک های دانلود آهنگ میباشد. شرکت خدمات آیروکس 02166068902 به وبلاگ مال موسی طایف خَش هُندی کامه اکسر موزیک - Xer Music